تبليغاتX
If I could just take back time -
The story I never forget
پدیده ای وجود داره به نام حسادت ... و پدیده ای بنام تنهایی ... و پدیده ای بنام خیانت ...

تو همه اینها هستی. و بدتر اونکه خیال می کنی پدیده دیگری هم هستی به نام قدرت. فکر می کنی می تونی از همه بشنوی و چیزی نگی. و بعد مدیریت کنی. روابط همه رو به عنوان شنونده ای که همه بهش اعتماد دارن.

اما اشتباه می کنی. من مدیریت پذیر نیستم. همه چیز رو هم بهت نمی گم. مدت هاست که همه چیز رو نمی دونی و من چقدر خوشحالم که تو این توهم مدیریت رو داری و در واقع هیچ چیز نیستی.

فکرکردی می تونی به روی خودت نیاری که چی شنیدی . شاید ارثی باشه نه؟ شاید فقط آدمهایی رو دیدی که دوست داشتند مدیریت کنند بدون اینکه زحمت نزدیک شدن بکشن. بدون نزدیکی و ایجاد احترام مدیریت بی معنیه.

عزیزم متاسفم که این احساس شادی رو ازت می گیرم. اما خواب و خیالت تموم شده. ما به هیچ کس نگفتیم. و با دونستن جزئیات کوچیک و نگفتنش به دو طرف هیچ وقت مدیر نمی شی. فقط باعث می شه از جزئیات هم کمتر و کمتر بدونی.

کسی غیر از ما نمی دونه. 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 13:25  توسط Judy |